نقطه سر خط

درسته که امسال هنوز به آرزوهام نرسیدیم

درسته که هنوز خیلی راه داریم تا به آرامش برسیم

درسته که نمی تونیم از بلایای طبیعی و بیماری جلوگیری کنیم

درسته که رنج هست، ناامیدی هست

درسته که برف هست، خشک شدن درخت ها هست

اما همین نوروز بهمون نشون می ده می شه دوباره جوونه زد

می شه دوباره از اول شروع کرد

و

می شه دوباره تازه شد

سال نو رو می شه مبارک کرد

با امید و دوباره جون گرفتن

با دوباره بیدار شدن و دوباره نفس کشیدن

با دوباره ساختن آرزوها، با بازسازی خواسته های خاک خورده

با وجود همه ی سردی ها، به گرمانی بهاری نوروز لبخند می زنیم

و

نقطه سر خط

  
نویسنده : سپيده جلوخانی ; ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٥


 

زندگی یه جورایی مارپیچ حرکت می کنه و یه جورایی دورانی بالا می ره

 یعنی همونطور که دور خودش می چرخه رو به بالا هم حرکت می  کنه

با این حساب ما دو جور حرکت یا رشد تو زندگیمون داریم هم افقی و هم عمودی

مثل حرکت زمین که هم دور خودش می چرخه و باعث می شه شب و روز ایجاد بشه و هم دور خورشید می چرخه که باعث می شه سال و فصل ها تغییر کنن و همه چی البته سر جای خودش برمی گرده ، یعنی هم دوباره روز می شه اما دقیقا مثل دیروز نیست و تجربه ی متفاوتیه و وقتی سال نو می شه و دوباره بهار میاد اما با بهار پارسال فرق داره

با این حساب نمی شه وقتی تو یک تجربه ی قدیمی قرار گرفتی فکر کنی که تاریخ داره تکرار می شه، همونطوری که وقتی خورشید طلوع می کنه نمی گیم که دوباره دیروز شد...

همون طور که هر روز دوباره زندگی می کنیم و البته سعی می کنیم در تکامل روز قبل هم بکوشیم ، تکرار هر تجربه هم همین معنا رو داره .. یعنی اینکه جا داره برای بهتر شدنش تلاش کنیم و این بار جور دیگه ای اون رو زندگی کنیم و زوایای پنهانش رو بشناسیم. گاهی وقتها  یه تجربه ی دلخراش قدیمی برای بار دوم نه تنها دلخراش نیست بلکه تازه متوجه موهبت نهفته تو لایه های تاریک اون می شیم

  
نویسنده : سپيده جلوخانی ; ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٩


5 راه برای هوشیار نگاه داشتن ذهن

 

اهمیت تیز نگه داشتن ذهن قابل اغراق نیست. همه ما بخشی از یک اقتصاد منطقی و اطلاعاتی عالی هستیم که با ایده ها، خلاقیت و هوش پیشرفت می کند. هوشیار نگه داشتن ذهن شما را در هر رقابتی جلو می اندازد و باعث می شود به بالاترین مرتبه خوشبختی برسید.

وقتی ذهنتان در بالاترین درجه هوشیاری باشد:

·         انگیزه و تمرکز بیشتری خواهید داشت.

·         کار بیشتری می توانید انجام دهید.

·         ایده های خلاقانه تری به ذهنتان می رسد.

·         چیزهای بیشتری را به خاطر می سپارید.

·         زندگی بهتری را تجربه خواهید کرد.

در این مقاله چند نمونه از تمریناتی که برای هوشیار نگه داشتن ذهنتان بسیار عالی و مفید است را گرد آورده ایم. امیدواریم برایتان مفید واقع شود.

1) خواندن و مطالعه را ادامه دهید، کسب علم کنید و فرهنگ ها را تجربه کنید.

متاسفیم که مجبور شدیم از این جمله های کلیشه ای استفاده کنیم اما تحصیل آمادگی برای زندگی نیست، تحصیل خودِ زندگی است. کسب علم باید کاری لذت بخش برایتان باشد و ذاتاً دنبال آن باشید. بلاگ های مختلف درمورد موضوعات مختلف را مطالعه کنید، چه در زمینه رشته کاری و تحصیلیتان باشد و چه نباشد، درمورد جوامع قدیمی و باستانی مطالعه کنید، به یادگرفتن هنری که هیچوقت امتحان نکرده بودید مشغول شوید و ... مطمئنم متوجه منظورمان شده اید. برای گسترده کردن هرچه بیشتر افق های ذهنتان تلاش کنید و هر اطلاعات جدیدی که به دستتان می رسد را جذب کنید.

2) کار یا مهارت جدیدی که هیچوقت امتحان نکرده بودید را یاد بگیرید مثل نواختن یک ساز موسیقی، آهنگ سازی، نقاشی، یا حتی کدسازی برنامه های کامپیوتری.

ذهنتان را درگیر یک مهارت تازه کنید. هیچوقت برای یاد گرفتن چیزهای جدید پیر نیستید اما بهتر است که در جوانی سراغ این یادگیری ها بروید. من آهنگسازی را از وقتی 17 سالم بود شروع کردم و الان حسرت می خورم که چرا زودتر شروع نکردم. متعجب خواهید شد که چطور یادگرفتن یک مهارت تازه می تواند افق های ذهنتان را باز کند و برای بهتر شدن در همه کارها کمکتان کند. بااینکار ارتباطات جدید هم پیدا می کنید و با جمع های اجتماعی خوبی هم اشنا می شوید.

3) برای تقویت حافظه تان همه چیز را ننویسید.

درصورت امکان یک هفته این را امتحان کنید: در ابتدای هفته هرکاری که لازم است آن هفته انجام دهید را یادداشت کنید اما لیستتان را دور از چشم خودتان قرار دهید. به جای اینکه آن لیست را روی میز جلوی رویتان بگذارید، پروژه هایتان را شروع کنید و سعی کنید یادتان بیاید که چه کارهایی باید انجام می دادید، آنها را در ذهنتان اولویت بندی کنید و انجامشان دهید. ذهن شما بسیار قدرتمند است و با گذشت زمان متوجه می شوید که لازم نیست همه چیز را روی کاغذ بیاورید.

4) برای تحلیل اطلاعات به ذهنتان زمان دهید.

در دنیای مدرن ما همیشه در حال تجربه کردن و یاد گرفتن چیزهای تازه و جذب اطلاعات هستیم. این خیلی عالی است اما در این فرایند جذب اطلاعات و مهارت های تازه، تجربیات علمی و زندگی، تحلیل درونی از خودتان، اینکه چه یاد گرفته اید و به کدام سمت حرکت می کنید برای قراردادن هرچیز در دیدگاه مناسب لازم به نظر می رسد. برخی افراد موقع دویدن می توانند اینکار را به خوبی انجام دهند، بعضی ها موقع گوش کردن به موسیقی، و خیلی ها موقع انجام کارهای هنری. شما هم باید جایگاهتان را مشخص کنید تا بتوانید به خوبی اطلاعاتتان را تحلیل کنید.

5) خوب بخورید، خوب بخوابید و ورزش کنید.

فراهم کردن استراحت و انرژی کافی و مورد نیاز برای ذهنتان برای عملکرد خوب آن لازم است. مردم گاهی فراموش می کنند که برای اینکه ذهنشان خوب کار کند به سوخت و استراحت کافی نیاز دارند. اگر احساس استرس، افسردگی و بی حوصلگی کردید، چند روز خوب غذا بخورید، خوب بخوابید و خوب ورزش کنید و خواهید دید که همه آن خیلی زود از بین می رود و دوباره به وضعیت همیشگیتان بر خواهید گشت.

منبع:مردمان

  
نویسنده : سپيده جلوخانی ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٠


تحصیل در اروپا

یک زوج جوان برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا عازم کشوری اروپایی شدند. در آنجا پسر کوچکشان را در یک مدرسه ثبت نام کردند تا  او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند. روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟

پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم...


پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟

پسر گفت: نه

روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد.

پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفسمان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به کتابخانه رفتیم و به ما یاد دادند که از کتاب های آنجا چطور استفاده کنیم.

بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم نگران شد چرا که می دید در مدرسه پسرش وقت کمی در هفته صرف ریاضی، فیزیک، علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود.

از آنجایی که پدر نگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند به پسرش گفت: پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیک کار کنم.

بنابراین پسر دوشنبه ها  مدرسه نمی رفت.

دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده.

گفتند مریض است !!!

دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند !

بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند.

وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت. بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد. گفت که نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس اروپایی این قدر کم درس درست و حسابی می خوانند...؟!

مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد و سپس جواب داد:

ما هم 70 سال پیش مثل شما فکر می کردیم !!!

منبع: اینترنت

  
نویسنده : سپيده جلوخانی ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱


10 قانون برای موفقیت در کار و تجارت

برای موفق شدن در کار و بیزنس چطور باید شروع کرد؟ امروز این سوال  خیلی هاست؛ خیلی از شمایی که تازه می خواهید وارد بازار کار شوید و خیلی از شمایی که هنوز به رویاهای کاریتان نرسیده اید. بااینکه هیچ پاسخ مشخصی برای این سوال وجود ندارد که برای همه رشته های کاری و بیزنس ها عمل کند اما بیزنس چند نکته و اصول کلی دارد که همه تاجران موفق تا به حال رعایت کرده اند. مهم نیست که چه می فروشید و تجارتتان درچه مورد است، اگر این 10 قانون را دنبال کنید موفقیت شما حتمی است.

1. با خودتان صادق باشید. مهم نیست که دیگران چقدر پول درمی آورند، اگر از کارتان لذت نبرید هیچوقت از کارتان احساس غرور نخواهید کرد پس این کار را رها کنید. اگر کاری را دنبال کنید که علاقه ای یا اعتقادی به آن نداشته باشید، بااینکه ممکن است به یک موفقیت موقتی برسید اما مطمئن باشید که دیر یا زود شما را کله پا می کند.

2. یک نیاز پیدا کنید تا برآورده اش نمایید. شاید میلیون ها بار این را شنیده باشید اما هنوز هم این قانون عمل می کند. ساده ترین بیزنس این است که محصولات یا خدماتی را تولید یا ارائه کنید که نیاز مردم باشد. دلیل: نیازی نیست که زمان و پول زیادی را برای متقاعد کردن مشتریان صرف کنید چون آنها به چیزی که شما عرضه می کنید نیاز دارند. می توانید توضیح دهید که چرا بهترین مرجع آنها برای نیازشان شما هستید. فقط باید اطمینان یابید که این همان نیازی است که مردم حاضرند برای آن پول خرج کنند.

3. محصولات یا خدماتی را انتخاب کنید که بتوانید آنرا خیلی بیشتر از آنچه برای خودتان هزینه دارد بفروشید. اگر تفاوت بین هزینه ای که برای خودتان درمی آید و قیمت فروش کم باشد، برای پیشرفت کار به مشکل می خورید. وقتی حاشیه سود کم باشد، پول کافی برای استخدام کارمند، پرداخت اجاره ها، تبلیغات بیشتر و سایر مسائل نخواهید داشت.

4. برآوردهای واقعبینانه از هزینه ها داشته باشید. اکثر بیزنس های جدید معمولاً بازاریابی، هزینه های اضافی و حاشیه ای، مالیات، و هزینه خوداشتغالی را نادیده می گیرند.

5. با مشتریان خود صادق باشید. قول چیزی که نمی توانید عرضه کنید را ندهید. درمورد فواید و مزایای چیزیکه می فروشید اغراق نکنید یا دروغ نگویید و همیشه محصول یا خدماتی با کیفیت عرضه کنید.

6. از اهمیت بازاریابی و طریقه موثر انجام کار غافل نشوید. برای پیدا کردن مشتری باید برای محصول یا خدماتتان بازاریابی کنید آنهم به طور موثر و مداوم.

7. با فروشنده ها، تولیدکننده ها و کارمندانتان بااحترام برخورد کنید و به آنها نشان دهید که قدردان آنها هستید. آنها بخش مهمی از تیم شما و موفقیتتان هستند. اگر با آنها بد حرف بزنید، یا با سوالاتی که خودتان قادر به پاسخگویی آن هستید خسته شان کنید یا ادعا کنید که کارشان را خوب انجام نمی دهند و امثال این، هیچ موقع برای کمک به شما تلاششان را نمی کنند.

8. اینترنت را فراموش نکنید. مهم نیست که بیزنستان چه باشد، همیشه این احتمال وجود دارد که مشتریان شما برای خرید به اینترنت هم سری بزنند. اگر نتوانند شما را در سایت های خرید و فروش موجود در اینترنت پیدا کنند، مطمئن باشید که از یکی از رقیبانتان خرید خواهند کرد.

9. انتظار معجزه نداشته باشید. بله خیلی ها هستند که در خواب هم پول درمی آورند یا حتی وقتی برای تعطیلات به مسافرت رفته اند. اینترنت این امر را ممکن کرده است. ولی فقط زمانی بیزنس شما رو به رشد خواهد رفت که پول، تلاش، و زمان زیادی برای ساخت آن بیزنس سرمایه گذاری کرده باشید.

10. به خودتان یادآوری کنید که یک تنهاترین عدد در بیزنس است. یک محصول، یک خدمت، یک مشتری، و تمام ثبت های شما فقط در یک کامپیوتر، دستورالعمل شکست است.اگر فقط یک محصول یا سرویس داشته باشید، شانس سود بردن با فروش بیشتر به کسانیکه به شما اعتماد کرده اند را از دست می دهید. اگر فط یک مشتری خاص داشته باشید ورشکستگی شما حتمی است چون ممکن است آن مشتری خاص بخواهد فروشنده خود را تغییر دهد. و اگر همه ثبت هایتان فقط در یک کاپیوتر ضبط شود و نسخه کپی هم از آنها نداشته باشید، صدمه دیدن حافظه کامپیوتر بیزنس شما را نابود خواهد کرد.

منبع:سایت مردمان

  
نویسنده : سپيده جلوخانی ; ساعت ٤:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠


زندگی بازی ست نه مسابقه

رزم آور نور  داور رویاهای دیگران نیست

و زمان خویش را به نقد تصمیم های دیگران هدر نمی دهد

برای ایمان به راه خویش لازم نیست ثابت کنیم راه دیگران نادرست است

  
نویسنده : سپيده جلوخانی ; ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩


قانون طبیعت

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی کمی ساد ه ست

فقط یه یادآوری لازم داره و اونم اینکه وقتی ابری از سر درخت گذشت، درخت نمی تونه مطمئن باشه ابر دیگه ای پدیدار نمی شه یا حتی نمی تونه مدعی شه که سرمای قبلی رو خوب تاب آورده و حالا حقش نیست که دوباره درگیر شه. این قانون طبیعته

 

 

  
نویسنده : سپيده جلوخانی ; ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٤


معجزه ی درون

 وقتی که واسه دعا کردن و

 سوال کردن و کمک خواستن

و دور شهر چرخیدن و  ... گذاشتی..

 اگه تمام این وقت ها رو برمیگشتی و درونت رو نگاه می کردی و از خودت سوال می کردی که راه کدوم وریه؟

 

اگه کمی به خودت اعتماد می کردی و نگاه پر از تردیدت رو به تابلوهای مختلف نمی دوختی و هی راه به راه نمی شدی

... گاهی وقتا بهترین متخصص ها هم اگه واقعا بخوان کمک کنن واقعا نمی تونن کاری واست بکنن

شروعش شاید عجیب باشه اما یه راه حل داره:

برگرد به عقب و دوباره نگاه کن و ببین کجاها درست اومدی و کجاها خودت به خودت کمک کردی.. این بهت اعتماد به نفس می ده

یه چیزی رو بعد از این همه سال چرخیدن خوب یاد گرفتم: معجزه واقعا واسه آدمهای معمولی اتفاق نمی افته

فقط زمانی معجزه پیش میاد که لیاقتش رو واسه داشتنش ثابت کرده باشی

یعنی دنیا به شایستگی هات جواب می ده نه به آرزوهات

پس اگه معجزه می خوای، لازمه بلند شی و راه بیفتی و به دستای خودت اعتماد کنی

جالب اینجاست که وقتی بلند می شی و زانوهات رو می شناسی تازه اون وقته که واقعا معجزه هم اتفاق می افته و

.

.

درونت می درخشه

  
نویسنده : سپيده جلوخانی ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢


لیاقت برای اجابت

 

همین تازگیا فهمیدم خدا به التماس های آدم جواب نمی ده، به شایستگی هاست که خواسته ات رو اجابت می کنه

خوب با این حساب بهتره به جای دخیل بستن پشت در اتاقش بلند شیم و بریم و بهش ثابت کنیم که لیاقتش رو داریم که بهمون دست بده

باید انگاری مطمئن باشه که هم از ته قلب خواسته ای داریم و هم می خواد بدونه که اگه در اختیارمون بذاره بلدیم ازش استفاده کنیم و حرومش نمی کنیم. مثل ماشینی که فقط زمانی می تونی تو شهر برونی که قبلش واسش دوره دیده باشی و امتحان داده باشی و گواهینامه ت رو نشون بدی تا بذارن باهاش حرکت کنی.

 

  
نویسنده : سپيده جلوخانی ; ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱۱


 

  
نویسنده : سپيده جلوخانی ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩