باغچه ی ما

داستان زندگی ما شبیه داستان زندگی یک درخت می مونه؛

  .. 

اولش فقط یه بذر وجود داره.. بذری که نمی دونه چیه ، کیه ، به درد چی می خوره ، به درد چی نمی خوره…
بذری که راه می افته توی دشت دنبال یه باغبون مهربون که ازش مراقبت کنه و اونو بکاره یا بهتر بگم اول تشخیص بده چه بذری هست و باید کجا کاشته بشه و …

-

قبلا انقدر باغبون نبود، انقدر باغبون متخصصی نبود که بذر رو تشخیص بده و بگه چه خاکی به درتون می خوره

بذرها مجبور بودن همینطور زیر دشت خدا بگردن و مسیر پیدا کنن

گاهی اشتباهی تو آب می افتادن ، گاهی هم تو خاک بد.. اما اگه سر از یه خاک خوب در می آوردن رشد می کردن و یه روز می دیدند که دارند بزرگ می شن و بار می دن و می فهمیدن چی به چیه

-

اما الان زندگی ها مدرن شده، باغبون داریم

می گن هر بذری کجا کاشته بشه، چطوری کاشته بشه، چقدر بهش برسی

 اینجا باغچه ی من و شماست. جایی که قراره درباره ی بذر استعدادها ، توانایی ها و کم و کاستی ها و مهارتها حرف بزنیم ، پیداشون کنیم و ازشون مراقبت کنیم تا رشد کنن و درختی بشن که آرزوشو داریم.. درختی قوی و پر از میوه های با کیفیت

/ 0 نظر / 4 بازدید