وقتی زیاد تاکید می کنی

                                                  

 

جایی خوانده بودم وقتی دائم درباره ی صفتی حرف میزنی یعنی نداریش و دلت میخواد داشته باشی

 

مثلا میگی من آدم منطقی ای هستم درحالیکه تو واقعیت، احساساتی هستی ...

 

خوب

 

 

ادعای من اینه که آدم فهمیده ای هستم ...

 

نتیجه اخلاقی ماجرا: من آدم نفهمیده ای هستم

 

 

 

/ 6 نظر / 7 بازدید
پويان

نفهم باشی خيلی بهتره تا فهميده.ميدونی چرا؟ نميدونی؟خوب من بگمم نميفهمی که چون خودت گفتی نفهمی.درست عين من.(از وبلاگ بلوتوس اومدم اينجا).

بی احساس

سلام خوب اين بحث فکر کنه استثنا هم ميتونه داشته باشه{بی احساس بودنم} اونم منم چون در مورد من صدق نميکنه ولی فکر نکنم چون اگه من بگم ادم تنوع طلبی هستم يعنی هستم جاودان باشی با عزت استوار تابعدی

خل چل

باور کن اين جوری نيست! اگه باشه پس همه دارن بلوف ميزنن!!!! آدم با هر کار يه صفت جديد بهش اضافه ميشه.هر چيزی رو ميتونی به خودت ربط بدی به شرط اينکه حتی اگر نداريش برای داشتنش سعی کنی!!! قربانت

مت

سلام، هميشه بايد احساس كرد كه نداري بايد داشته باشي! يا اگرم داري بايد بهترشو داشته باشي! كلا ادعا كردن خوب نيست! آدمو توي درد سر ميندازه! با مدعي مگوييد اسرار عشق و مستي تا بي خبر بماند در درد خودپرستي! (حافظ)

سارا.ب

ایده ی جالبی بود البته اگه عملی بشه باید یاد بگیریم که داشته ها و نداشته هامونو به رخه دیگران نکشیم --------------- سلام سپيده جان از اينکه به بلاگم اومدين ممنونم اميدوارم هميشه موفق باشين

صبا

و اگه کسی چيزيو توی سرت زد (مثلا احساساتتو) اونوقته که بايد بفهمی از اينکه خودش نداره ناراحته. نه؟